السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
96
تفسير الميزان ( فارسي )
بفسق و فجور افتخار نموده ، علم را مذمت ، و جهل را حمايت كنند ، و در عين پلنگ دماغى و حميت دروغين خود ، تو سرى خور هر رهگذر باشند ، روزى يمنىها استعمارشان كنند ، روز ديگر زير يوغ حبشه در آيند ، روزى برده دسته جمعى روم شوند ، روز ديگر فرمانبر بى قيد و شرط فارس شوند ؟ آيا از چنين محيطى ممكن است چنين قانونگذارى برخيزد ؟ و آيا هيچ عاقلى به خود جرئت ميدهد كه كتابى بياورد ، و ادعاء كند كه اين كتاب هدايت تمامى عالميان ، از بى سواد و دانشمند و از زن و مرد و از معاصرين من و آيندگان ، تا آخر روزگار است ، و آن گاه در آن اخبارى غيبى از گذشته و آينده ، و از امتهاى گذشته و آينده ، نه يكى ، و نه دو تا ، آن هم در بابهاى مختلف ، و داستانهاى گوناگون قرار داده باشد ، كه هيچيك از اين معارف با ديگرى مخالفت نداشته ، و از راستى و درستى هم بى بهره نباشد ، هر قسمتش قسمتهاى ديگر را تصديق كند ؟ ! و آيا يك انسان كه خود يكى از اجزاء عالم ماده و طبيعت است ، و مانند تمامى موجودات عالم محكوم به تحول و تكامل است ، ميتواند در تمامى شئون عالم بشرى دخل و تصرف نموده ، قوانين ، و علوم ، و معارف ، و احكام ، و مواعظ ، و امثال ، و داستانهايى در خصوص كوچكترين و بزرگترين شئون بشرى به دنيا عرضه كند ، كه با تحول و تكامل بشر متحول نشود ، و از بشر عقب نماند ؟ و حال و وضع خود آن قوانين هم از جهت كمال و نقص مختلف نشود ، با اينكه آنچه عرضه كرده ، بتدريج عرضه كرده باشد و در آن پاره اى معارف باشد كه در آغاز عرضه شده ، در آخر دوباره تكرار شده باشد ، و در طول مدت ، تكاملى نكرده تغيرى نيافته باشد ، و نيز در آن فروعى متفرع بر اصولى باشد ؟ با اينكه همه ميدانيم كه هيچ انسانى از نظر كمال و نقص عملش بيك حال باقى نمىماند ، در جوانى يك جور فكر مىكند ، چهلساله كه شد جور ديگر ، پير كه شد جورى ديگر . پس انسان عاقل و كسى كه بتواند اين معانى را تعقل كند ، شكى برايش باقى نمىماند ، كه اين مزاياى كلى ، و غير آن ، كه قرآن مشتمل بر آنست ، فوق طاقت بشرى ، و بيرون از حيطه وسائل طبيعى و مادى است ، و بفرض هم كه نتواند اين معانى را درك كند ، انسان بودن خود را كه فراموش نكرده ، و و جدان خود را كه گم ننموده ، و جدان فطرى هر انسانى به او ميگويد : در هر مسئله اى كه نيروى فكريت از دركش عاجز ماند ، و آن طور كه بايد نتوانست صحت و سقم و درستى و نادرستى آن را بفهمد ، و ماخذ و دليل هيچيك را نيافت ، بايد باهل خبره و متخصص در آن مسئله مراجعه بكنى .